تبليغاتX
مرد دریا
 

 

در نظرسنجی وبلاگ مرد دریا که در سمت چپ در انتهای ستون لینک ها قرار داره، شرکت

کنید.

+ نوشته شده در 5 Feb 2010ساعت 1 PM توسط آیدین |

درس خوندن ما هم شده موش و گربه بازی

من نیمرم سر کلاس معلم میاد، حالا امروز من اومدم سر کلاس معلم نیومده.

من جدیدا متوجه شدم که تقصیر ما پسر ها هست که دختر اینققققققققققققققققققققققققدر خودشون رو تحویل می گیرن ، چرا ؟ ادامه ی مطلب رو بخونید متوجه میشید

۱. وقتی یک پسر تو کلاس ۱ کاغذ می خواد کسی محل نمیده، ولی ۵ دقیقه بعد یک دختر می گه کسی خودکار اضافی داره به من قرض بده ، اون موقع هست که یک سری از سر کلاس پا می شن میرن ته کلاس که حودکار بدن و یک سری هم شیرجه می زنن برای خودکار دادن.

۲. وقتی گروه بندی می کننو سر این که تک دختر کلاس تو کدوم گروه باشه دعواست و مسابقه ، و همه بهانشون اینه که من ۱ نفر کم داریم در حالی که ۷ نفر هنوز بدونه گروه موندن.

اینا اتفاقاتی بود که تو کلاس ما افتاده.

راستی یک چیزه جالب، به ما لیست کتاب دادن برای ترم جدید، یکی از بچه ها کشف کرده که کتاب هائی که به زبان انگلیسی هست رو میشه با یک چهارم قیمت از انگلستان خرید.

راستی ۲۲ بهمن فراموش نشه 

بترسید بترسید چون ما همه با هم هستیم

ننگ بر دولت کودتا

 

+ نوشته شده در 1 Feb 2010ساعت 10 AM توسط آیدین |

 

 

+ نوشته شده در 30 Jan 2010ساعت 10 PM توسط آیدین |

بلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللله

بالاخره بعد از یک غیبت طولانی برگشتم به وبلاگ، علت این غیبت، این بود که من فقط داشتم خیابون متر می کردم و خبری از دیا نوردی نبود. ولی خوش بختانه از اول ۲۰۱۰ میرم دنبال ادامه تحصیل و ترفیع درجه. همینجور درس بخونیم تا بریم برای تیم ملی .

از دوستانی هم که تو این مدت به فکر من بودن و سراغی از من گرفتن سپاس گذارم.

بدرود تا دوردی دوباره

+ نوشته شده در 8 Dec 2009ساعت 9 PM توسط آیدین |

با دورد به همه، خیلی وقته  چیزی ننوشتم . حالا اومدم که تعریف کنم این ورا چه خبر هست.

1 ماه پیش بود که مدرک افسر 500 BT  رو گرفتم، حالا تصمیم دارم که کار کنم و بعد از 1 یا 2 سال دوباره برگردم و ادامه تحصیل بدم. ولی یک اشکال بزرگ وجو د داره و اون اینکه الان با این بحران اقتصادی شرکت های کشتیرانی  بجای استخدام، دارن اخراج می کنن و کشتی ها رو یا میفروشن یا اجاره میدن یا میخوابونن. الانم فعلا به شغل شریف و پر میهیج الافی مشغولم.

یک استاد داشتیم که خیلی با بچه ها دوست بود و همیشه با هم شوخی می کردیم، روزی که مدرک گرفتیم اومد و به همه ما ها گفت، بالاخره مدرک گرفتید ولی یک قولی به من بدید، هرگز به عنوان افسر رو کشتی کار نکنید ولی اگر همچین تصمیم وحشت ناکی گرفتید سعی کنید قایق پاروئی باشه نه کشتی.

کلا این 6 ماه خوش گذشت با همه فشاری که تو درسا به ما میومد، قبلا دریانوردی 4 سال بود دورش ولی الان چند سالی هست که شده 2 سال و 6 ماه و همون درسا رو فشرده تر درس میدن.

+ نوشته شده در 23 Jul 2009ساعت 11 PM توسط آیدین |