با دورد به همه، خیلی وقته چیزی ننوشتم . حالا اومدم که تعریف کنم این ورا چه خبر هست.
1 ماه پیش بود که مدرک افسر 500 BT رو گرفتم، حالا تصمیم دارم که کار کنم و بعد از 1 یا 2 سال دوباره برگردم و ادامه تحصیل بدم. ولی یک اشکال بزرگ وجو د داره و اون اینکه الان با این بحران اقتصادی شرکت های کشتیرانی بجای استخدام، دارن اخراج می کنن و کشتی ها رو یا میفروشن یا اجاره میدن یا میخوابونن. الانم فعلا به شغل شریف و پر میهیج الافی مشغولم.
یک استاد داشتیم که خیلی با بچه ها دوست بود و همیشه با هم شوخی می کردیم، روزی که مدرک گرفتیم اومد و به همه ما ها گفت، بالاخره مدرک گرفتید ولی یک قولی به من بدید، هرگز به عنوان افسر رو کشتی کار نکنید ولی اگر همچین تصمیم وحشت ناکی گرفتید سعی کنید قایق پاروئی باشه نه کشتی.
کلا این 6 ماه خوش گذشت با همه فشاری که تو درسا به ما میومد، قبلا دریانوردی 4 سال بود دورش ولی الان چند سالی هست که شده 2 سال و 6 ماه و همون درسا رو فشرده تر درس میدن.
امروز امتحان Simulator داشتیم، تا 2 روز دیگه هم ادامه داره . گروه ها رو 3 نفری کردن و تو 3 روز از بروبچ امتحان می گیرن.
صبحی موقعی که من داشتم روی نقشه محل کشتی رو علامت گذاری (position) می کردم، اومد و از من پرسید که عداد(GPS) رو از کجا بدست میاری؟ منم در نهایت شجاعت گفتم از روی رادار، یک دفعه معلم چشماش گرد شد و گفت چییییییییییییییییییییییییییییییییییییی، منم که فکر می کردم داره من رو امتحان می کنه دوباره همون مضخرفات رو تکرار کردم، ولی بازم زیاد شاکی نشد، وقتی زیاد شاکی شد که 2 نفر دیگه از بچه های گروه هم به طرف داری از من همش حرف منو تایید می کردن به معلم می گفتن تو بلد نیستی و ما بلدیم منم کنار ایستاده بودم و همینجور حاج و واج مونده بودم که آخر سر چی میشه، کی با صورت میخاد بره رو مشت اون یکی. آخر سر که معلم دید حریف این 2 نمی شه گفت بهتره شما ها برید خونه و بجای (Simulator) با آتاری دستی بازی کنید.
همه روز با متلک بین معلم و این 2 گذشت تا این که من داشتم با کشتی با فاصله کم از کنار یک کشتی ماهی گیری رد می شدم، معلم اومد تو (Simulator) و گفت که اینجور مواقع باید فاصله رو زیاد کرد چون ماهیگیرا بیشتر دنبال ماهی هستن تا قوانین دریائی و امکان داره یک دفعه جلو کشتی بپیچند، منم گفتم میدونم و حواسم هست خیالت راهت باشه اونم گفت (OK ) و از (Simulator) خارج شد و من یک دفعه دیدم که قایق ماهیگیری پیچید جلو کشتی من، منم داد زدم گفتم نننننننننننننننننننننننننننننننننننه تو حق نداری اینجوری منو لذیت کنی، سریع کشتی رو از (Auto Pilot) در آوردم و سکان رو دست گرفتم و به سمت راست دور زدم.
بعد از 8 ساعت امتحان رفتیم یک اتاق دیگه و تمام مانور ما رو روی تصویر آوردن و غلط گیری می کردن، خودمونیم واقعا گل کاشته بودیم، یکی از هم گروهیام که اصلا همه ما رو سفید کرده بود با مانورش کل مسیر ور زیک زاک رفته بود و 1 بار نزدیک بود به قایق تفریحی بزنه و یک با هم به یک یدک کش که باری بیش از 200 متر رو داشت می کشید.

با درود
الان چند وفتی هست که سرم شلوغه و با امتحانات دست و پنجه نرم می کنم.
منظورم از گفتن جمله بالا این بود که می خاستم ادای بچه خر خونا رو در بیارم
. الان 3 هفته ای هست که امتحانات شروع شده و تا 6 هفته دیگه هم ادامه داره. البته کورسوس و امتحانات مخلوته. الان اومدیم یک شهر دیگه دوره یMEDICIN رو بگذرونیم. از طرف مدزسه برامون هتل گرفتن و یک هفته قرار تو این جزیره باشیم . این جزیره مثل شهر ارواح میمونه و هیچ خبری تو شهر نیست. البته تابستونا توریست زیاده ولی الان پرنده هم پر نمی زنه.
از اخبار مدرسه این که 5 شنبه بچه های کلاس جشن گرفته بودن و اول با بوولینگ و شام شروع شد و بعد طبق معمول زدن تو خط آبجو خوری وسطای جشن یکی از بچه با یکی دیگه بحثش می گیره و با شیشه ی آبجو میزنه تو سری اون یکی اونم کن نمیاره و با مشت میزنه تو صورت اون و نتیجه این مکالمه دوستانه یک سر و یک دماغ شکسته می شه.
![]()
اين دبير گيج و گول و كور دل : تاريخ !*
قلعه پرتقالیها در جزيره آزاد قشم ، محصور در جبر جغرافيايي ما نماد دوران تاريك استعمار و اشغال این تكه از سرزمين ايران است. هنوز صداي چكاچك شمشير ، غرش توپ و بوي باروت در مهي از آتش و دود تصوير معلقي است كه در ذهن اين قلعه و ديگر برجهاي سيصد ساله جزيره خرناسه مي كشد . در ديگر بنادرجنوبي نيز مي توان آثار سازه هاي پرتقاليها، انگليسي ها و هلندي ها و گاه مقاومت مردم دلير جنوب را در كنار فقر حاضر و حاكم بر اين بنادر يافت . نعره هاي سرداري همچون امام قلی خان در دالانهاي تو در توي قلعه و يا صداي چكاندن باروت از لوله تفنگ پير رئيس علي دلواري! از آنروزهاي تلخ تا به امروز که اولين همايش تشكلهاي كارگري دريانوردان كشور برگزار مي شود تا راهکارهای الحاق و اجراي شايسته كنوانسيون يكپارچه كار دريايي را طرح و بررسی نمائیم اين دالان را به سختي جان كنده ايم . دالاني از ناآشنايي متوليان با مقوله دريا و دريانوردي، بي ارادگي ، انزواي سياسي ، بي انگيزگي و رخوت مرگبار !
و اما اين تصوير ماسيده بر زمان در دالانهايي چنين تاريك و لزج هنوز از روزنه هاي بي تدبيري ما نفس مي كشد.
جهان عرصه زورآزمايي ست و گود آن درياست. مگويي تلخ است كه در دويست سال اخير اين گود ، قوانين دريانوردي مدرن همواره پيشتر از ما حركت كرده و با توجه به نبود استانداردهاي كافي در قوانين و رويكردهاي صنعتي بخصوص قانون كار دريايي مي رود كه در پي انطباق با خواسته هاي مقتدران آن دست و پا بزنيم.
در شرايطي اين نوشتار شكل مي گيرد كه نتايج اقدامات مجريان و سياستگذاران برگزاري اين گردهمايي كاملا بر خلاف رويه هاي بين المللي و خواسته هاي دريانوردان كشور ناروا را در اين روز روا داشته است. همين بس كه بي حضور مديران كارفرمايي جو كارفرمايي در ابعاد مختلف بر همايش كارگري حاكم بود. عدم اعتماد دريانوردان را بي شك مي توان اصلي ترين دليل عدم استقبال اعضاي اين تشكله در همايش دانست كه بايد در جاي خود آسيب شناسي شده و به راهكاري مناسب براي خروج از اين سرما دست يافت .
والبته به اتفاقات چند سال اخير كه در همايشهايي كه از اين دست برگزار شده نمي پردازم كه بر همگان مبرهن است و بر اين باورم كه طرح مسائلي كه حاشيه ها را جان مي بخشد جان اهل انديشه را در حاشيه مي گيرد.
|
* زنده ياد مهدي اخوان ثالث |
با توجه به ريشه هاي اجتماعي اين معضل و با چشم انداز پيش رو اگر احساس خطري كه براي صنايع دريايي و دريانوردي كشورم نمي كردم در شرايط كنوني طرح اين نوشتار كه ممكن است مورد ذم عده اندكي قرارگيرد را به وجه غالب مصلحت سنجي تساهل مدارانه به فراموشي مي سپردم.
يك پرده خاني نا خوشايند اما ضروري:
پيوست قرارداد تركمنچاي ، قرار دادي تجاري بود .قراردادي كه حكايت از تحميل تجارت آزاد بر ايران داشت . ديري نگذشت كه همه صنايع تعطيل شد و تجار و صاحبان صنايع متولي انتقال تكنولوژي شدند و با تمام صبغه خود تحت حمايت سفارتخانه هاي خارجي درآمدند.( بر وجه غالب)
توليد ترياك براي صدور به بازار هاي فرنگ ،جانشين ابريشم شد . و اين لحظه آغاز شكل گيري و الگوبرداري از نياز غرب بود كه به زور سرنيزه تحميل شد.
در جهاني كه در صحنه رقابت اقتصادي ، اتفاقهاي گروهي بمنظور رفع نياز و حاكميت مطلق شكل مي گيرد و تصرف ذخاير يك كشور ضعيف را به هر قيمتي روا مي دارد نيچه با استعداد و توانايي اش و در حالي كه اروپا در حال حمله و تصرف و كشتار بود ، به بهترين حالت صحنه اجتماع جهان را نقاشي كرد و به تصوير كشيد كه ((اين پيكار است كه نامش زندگي ست ،آنچه لازم است توانايي ست نه نيكي ،غروراست نه و نه تواضع ،تدبير است و نه نوع دوستي .....و آنچه اختلافات را فيصله مي دهد و سرنوشت را تعيين مي كند قدرت است نه عدالت....))
اما واقعيت اين سو چيز ديگري است . با كمي اغماض مي توان گفت تمامي مشكلات اقتصادي-اجتماعي كشور عزيزمان و آنچه عقب ماندگي نام گرفته است ريشه هاي تاريخي دارند.فعاليتهاي اقتصادي صنعتي اجتماعي ابتدا اجتماعي قلمداد مي شوند و سپس اقتصادي – صنعتي . فعاليتهاي اجتماعي نيز كم و بيش همه هويت جمعي و تاريخي دارند .حقيقت آنستكه فرهنگ – صنعتي ما ويژگي خاصي را داراست كه خطوط كلي آن نيز در نيم قرن اخير تغيير چنداني نكرده است . هرچند تحولاتي سطحي و گاه در محتوا نيز مشاهده مي شود، ليكن ساختار اصلي و بافت سنتي آن نيز تغيير نكرده اندو روند تصميمات اقتصادي – صنعتي جريان مستمر و كهن هخود را از سر مي گيرد.
اينجاست كه در يك جريان وسيع و الزام فراگير جهاني شدن و همسويي و هماهنگي بي قيد و شرط با كنوانسيونهايي كه اهرمهاي اين خدعه اند با ساختار كهنه صنعتي كه ريشه هاي اجتماعي آن را پيشتر بر شمردم عملا در شرايط تصميم گيري غير برابر قرار خواهيم گرفت و طبيعتا براي تحليل اوضاع ، ديگر مدلهاي ساده ، بسته و عاطفي كارآمد نخواهد بود و از همين دست نقش بازيگران دنياي اول هماني خواهد بود كه سومي هايش نان اجبار و شهد شكر مسموم را به نوش جان در باديه نفرين تيار مي كنند .
اين انديشه مرسوم جامعه مسئول ماست كه ناخودآگاه اول خود را تبرئه مي كند و سپس گناه همه جريانات را در عامل بيروني خلاصه مي كند . در اين گونه مواقع به عوض همت و تهيه وسايل نبرد و ياري جستن از خلاقيت و پيش بيني كارآمدان ، در كشور گل و بلبل به انتظار نسيم خنك مانده ايم!
همين جاست كه پس از ارائه لايحه الحاق دولت به كنوانسيون يكپارچه كار دريايي در دفتر لوايح مجلس نگراني هايي را ايجاد نموده و لايحه را بدليل وجود ظرفيتهاي موجود در كنوانسيون براي اعمال فشار سياسي و ايجاد تعهد بين المللي در جهت انطباق قوانين داخلي با مقررات كنوانسيون كه منجر به تغيير گسترده در حوزه قوانين داخلي خواهد شد تا زماني ديگر به بايگاني مي سپارد.
جالب آنكه كنوانسيون مزبور اساسا يك كنوانسيون يكپارچه متشكل از شصت كنوانسيون قبلي است كه عمده مشكلات ما در بخش حقوق بنيادين است كه بيشتر اين مقاوله ها را در سالهاي دور امضاء نموده و متعهد به رعايت آن شده ايم.
حال با اين رفتار منفعلانه ي جامعه قانونگذار ، پيشرفت ، توسعه اجتماعي و حفظ منافع ملي به چه قيمتي ميسر است؟ آيا ساختارهاي پرداخت آن را در اين گذار جهاني شدن خواهيم داشت و يا واگذاري سهم مان از كشتيراني بين المللي به بيگانگان از مفاد نانونشته اين قرارهاي جهاني ريشه دار ، خواهد بود؟
بهر رو با توجه به جريانات بسيار كند الحاق به كنوانسيونها و مهمتر از آن نبود ابزارهاي اجرايي آن اعلام اين نگراني از سوي يك دريانورد كه مفاد كنوانسيونها را زيسته لحني كج و لق نيست و يك وظيفه است. بايد اذعان داشت تا كنون " بايد " ديگران " بايست " ما نبوده و قدر مسلم آن كه " شايد" آنان ما را نشايد!
متناسب با اوضاع كنوني در صنعتي اينچنين حياتي با جامعيت بين المللي براي تأمين الزامات توسعه جهاني و كسب ضروريات ادامه حيات آنگونه كه بايد تلاش ننموده ايم و روزگار را به روزمرگي سپري مي كنيم .
متأسفانه متولي اين صنعت نيز توانايي سيادت را نيز دارا نيست چرا كه لازمه اش رنج است! به آمالها و آرزوهاي بلند اين سرزمين فقط با روشهاي سانتي مانتاليسمي و انعكاس ژورناليستي فعاليتهاي خود دلخوش كرده تا از رنج تعقل و تلاش در امان باشد و البته متولي كار اين سرزمين نيز از اين ماجرا فارغ نيست.
محاق امضا و يا لايحه سردرگم الحاق به كنوانسيون يكپارچه كار دريايي و يا رد شدن كنوانسيون 147 در صحن علني مجلس پس از پنج سال ، نبود قوانين كار دريايي و عدم تدوين آئين نامه اجرايي ماده 190 قانون كار ، حقوق حقه و معوقه اجتماعي دريانوردان كشور كه در ناهمترازي شديدي نسبت به ديگر كشورها بسر مي برد،نبود حتي گزاره اي مختصر براي حمايت از دريانوردان داخلي و توسعه صنعت دريانوردي كشور در متن لايحه توسعه صنايع دريايي كه با تأخيري چهارساله به تصويب رسيد و و از همه مهمتر سردرگمي وزارت كار در امور دريايي و دهها مورد ديگر همگي بحران هائيست كه حل آن نيز همواره درماني متفاوت را پيش رو قرار خواهد داد. در يك جمله موظف به اجراي تمام آنچه ديكته خواهد شد.
لازم الاتباع شدن كنوانسيون يكپارچه كار دريا پيش روست . كنوانسيوني كه صرف الحاق دولت به آن تازه در آغاز راه ايستاده ايم راهي كه هيچ سواري بر پياده هاي آن دلسوزي نخواهد كرد چرا اصولا بخشي از قرار اين كنوانسيون حذف رقيبان نابلد است . مشخصه بارز اين ناهمسويي و نامأنوسي با صنعت دريا عدم انطباق قوانين و مقررات خاص دريايي بر اساس مفاد اين كنوانسيون است .
اين در حاليست كه الزام به تغيير پرچم كشتي هاي ناوگان ملي با پايان تحريم ها به هيچ وجه پايان نخواهد يافت . دريانوردان اين سرزمين در حالي از حمايتهاي دولت و كارفرمايان محرومند كه پس از تغيير پرچم مالكان كشتي ايراني موظف به پرداخت حداقل بالغ بر يك ميليون دلار در سالهاي ابتدايي به سازمانهاي دريانوردي بين المللي براي پيگيري حقوق و تأمين امكانات رفاهي دريانوردان بيگانه در بنادر خارجي هستند. اين نوع مديريت استراتژيك و به ظاهر ملي را در كنار انگهاي سياسي به سنديكاهاي داخلي چگونه مي شود تحليل كرد؟ از آنجائيكه اتحاديه هاي دريانوردي مستقل همواره بر آن آنند تا يك مشي اقتصادي ملي گرا و فعالانه را دنبال كنند و تلاش كرده اند تا بازار اشتغال و فعاليت دريانوردان خارجي را بر روي ناوگان ملي كشورشان را به روي هجوم دريانوردان خارجي ببندد با شرايط ويژه حال حاضر چگونه مي توان تا زمان اجراي الزام به سه جانبه گرايي دولت – كارگر- كارفرما را انتظار كشيد؟ حال آنكه شركتهاي كشتيراني داخلي با سرعتي غير قابل كنترل مي روند تا تمامي كشتي هاي خود را از تحت پرچم ايران بودن خارج كنند . با اين رويكرد و برخي محدوديتهاي سياسي به هر دليل و هر توجيهي كه باشد اصولا بستر حضور دريانوردان خارجي بر روي ناوگان داخلي و حذف فرصت كار براي دريانوردان ايراني فراهم خواهد شد. و اين همه در حالي پيش مي رود كه بيم از نبود حداقل الزامات و قوانين مربوط براي اجراي شايسته كنوانسيون كارفرمايان را هر لحظه بيشتر به تغيير پرچم راغب مي كند . بر اين باور دارم كه از دست دادن حاكميت بر شناورهاي داخلي و تحقير حيثيت دريايي و ملي و بين المللي به صورت جدي متوليان اين صنعت را نگزيده است.
چرا كه الزامات اين كنوانسيون و نبود حداقل قوانين و آئين نامه مربوط به كار دريا در قوانين كار كه خواسته هاي كنوانسيون را پوشش دهد ما را در اجبار يك قرار داد استعماري نانوشته كه پيشتر به امضاي خودمان رسيده قرار خواهد داد. قراردادي كه نه برج و بارو مي خواهد و نه مردان و كشتي جنگي! براي اين وادادگي تاريخي بي درايتي و رخوت فرهنگ صنعتي ما را بس.
و اما اخيرا سازمان بين المللي كار الحاق كشور نروژ كه در تنظيم و تهيه راهكارهاي بين المللي در خصوص كسب اطمينان از اجراي كنوانسيون يكپارچه كار دريايي (MLC) طي بازرسي هاي بندري كه در ماه سپتامبر 2008 توسط كارشناسان سه جانبه مورد تصويب قرار گرفت ،شركت فعال و كليدي داشته است، نهايي اعلام كرده است.
سازمان بين المللي كار پيوستن نروژ به كنوانسيون يكپارچه كار دريايي را بعنوان اولين كشور اروپايي ،بسيار با اهميت دانسته و آن را عاملي قوي و سازنده براي تشويق ساير دولتهاي اروپايي در جهت ارتقاي شرايط مناسب كاري در صنعت دريانوردي ارزيابي نموده است. اين در حاليست كه اعضاي اتحاديه اروپا گامهاي بسيار مهمي در جهت الحاق در كوتاه مدت برداشته اند.
در حال حاضر كشورهاي ليبريا، جزاير مارشال،باهاما،و پاناما كه مهمترين كشورهاي صاحب پرچم با نزديك به 40% از تناژ ناخالص جهاني هستند ،به اين كنوانسيون الحاق يافته اند.
اين كنوانسيون در صورت تصويب حداقل 30 كشور عضو سازمان بين المللي كار كه 33 درصد تناژ ناخالص جهاني را داشته باشند لازم الاجرا خواهد شد كه با تحقق شرط دوم مبني بر قبول 40 درصد تناژ كشتي هاي تحت پرچم كشورهاي عضو و پيشرفت هاي قابل توجه در بسياري كشورها ، لازم الاتباع شده آن پيش از سال 2011 قابل پيش بيني است.
امروز ديگر استعمار يراي حفظ منافع خود در خليج فارس و يا تسلط بر آبراهها سربازانش را در بنادر ما پياده نخواهد كرد و از همين دست تفنگ سر پر رئيس علي دلواري و غرش امام قلي خاني نيز مانع اين وادادگي نخواهد بود. همين بس كه با لازم الاتباع شدن اين كنوانسيون بايد قيد تردد در بنادر توسعه يافته و دريانوردي ملي را زد . اميد مي رفت با همگرايي تشكلهاي كارگري دريانوردي و در اولين همايش بي سابقه دريانوردان جايي كه ادعاي تخصص مي رود بتوان آب به خوابگه مورچگان ريخت اما افسوس كه مصلحت انديشي نا دريانوردان اين تشكلها راه را براي بيان تمام حقايق بسته نگاه داشت و توانايي ايفاي نقش تنها ضلع مثلث كارگر – كارفرما و دولت كه مي تواند چراغ راه باشد را كم فروغ تر از آنچه تصور مي رفت در مقابل ديدگان دريانوردان و حضار در شكنندگي ابتذال بي تعهدي نسبت به حقوق دريانوردان قرارداد.
پرسشهايي براي خرناسه هاي سيصد ساله:
چرا در اين سرزمين كوشش و شايسته سالاري كم ارزش و گاه مزاحم تلقي شده است؟ چگونه يك فرهنگ براي كشتن وزرايي قابل همچون قائم مقام در منصب نخست وزيري استثنايي و لايق اصرار مي ورزد و براي رفع چنين اتفاق بي نظيري از آلاچيق عشرت خود او را شبانه در جوار حضرت عبدالعظيم دفن مي كند و بعد به سرعت كنسولگري انگليس را افتتاح مي كند و قرارداد تجاري مشابه قرارداد تركمنچاي با انگليس امضاء مي كند؟ آيا با اين صبغه تاريخي مي توان با اين مسائل به صورت عاطفي ، مبهم و مجرد برخورد كرد و از سر سادگي تنها حاكميت را به صورت يك نظام سياسي مجزا و منفك از نظام فرهنگي و اجتماعي ايران بررسي كرد؟
يادمان نرود چگونه در ايامي كه پشتي تركمن نشيني و هندوانه خنك حوض چرخان و دود قليان تند كاشان ما را مفتون هنر انحصاري در نزد خودمان نموده است فرهنگ صنعتي غرب ما را موظف به پذيرش الگوهايش نموده است.
چرا بايد اين ملت به علت ضعف و ناتواني و انحطاط چندين قرن اخير و عدم فهم مسائل روز و عدم تلاش براي كسب قدرت ،موظف به پذيرش بي قيد وشرط اين كنوانسيون و متعاقب آن كاهش اعتبار پرچم و توقيف كشتي ها در بنادر شود؟
چگونه هنگامي كه الزام به سه جانبه گرايي بعنوان يكي از اهداف اصلي كنوانسيون يكپارچه كار دريايي تلقي شده و مشورت با نمايندگان دريانوردان را ضروري مي نمايد و اساسا جزو اصول بنيادين كار محسوب مي شود و پيمان هاي دسته جمعي در متن كنوانسيون مورد تأكيد ILO قرار دارد معاون روابط كار وزارت كار و امور اجتماعي حتي پس از مشاركت نمايندگانشان در نشستهاي كميته علمي همايش اجازه مشاركت به هيچ يك از نمايندگان ادارات آن وزارتخانه را در اين همايش نمي دهد و عليرغم درك اهميت آن از سوي كارشناسان آن وزارتخانه ،دستور ممنوعيت حضور كارشناسان را در دو شب مانده به همايش يكسويه صادر مي كند؟
چرا تشكلهاي كارگري بعنوان نمادي از يك جامعه مدني توسعه يافته عملا در انزوا بسر مي برند و با كمترين اظهار نظري متفاوت تحريم مي شوند؟..
و عميقتر اينكه چرا بايد تشكلهاي دريانوردان بعنوان صنف آگاه به مسائل بين المللي براي ادامه حيات و يا ابراز عقايد خود به تمام مديريتها با هر رويكرد سياسي و هر وزارتخانه اي به احتياط و الحاح سخن بگويد؟
و بالاخره اين سوال كه مقصر اين همه عقب ماندگي قانوني در تعامل با جهان مدرن كيست؟
حال اين فرايند بين المللي را با موضوع قراردادهايي از نوع سياست(( درباز))همانند قرارداد تركمانچاي كه البته آنروز به زور سرنيزه تحميل شد و اينك به قفل مقررات فرمايشي مقايسه كنيم و تغيير ساختار رقابتي ما از كشتيران بودن به كشتي دار بودن .در واقع سرمايه ما در اختيار كسب درآمد و رفع نياز ديگران.
در شرايطي كه موضوع پيچيده و راهكارهاي برونرفت از آن نيز پيچيده تر شده است عدم آگاهي كافي و ساختارهاي صلبي و غير استاندارد دو ضلع دولتي كارفرما ، وزارت كار و متولي دريا و دريانوردي كشور در كشاكش اجراي كنوانسيون يكپارچه پيش روي صنعت دريانوردي ما را تابع قاعده اي مافوق خود خواهد نمود .
چند سال است مي گوئيم اين گردنه را به كمين نشسته اند اما قافله سالار اين قافله كماكان مشغول رتق و فتق امور داخلي و انتصابات خود بوده و خواهد بود.تقلايي عقلاني بايد كرد.
چهار پرچم اصلي و عمده در كشتيراني بين المللي الحاق يافته به كنوانسيون 40 درصد تناژ ناخالص را پوشش داده اند و در حاليكه با الحاق ناگهاني اتحاديه اروپا كه بيشتر به يك شبيخون مي ماند عن قريب و به ناگهان در يك فرصت دوازده ماهه كه براي ما مثل يك بين التعطيلين است كنوانسيون مذكور پيش از موعد لازم الاتباع خواهد شد و كشتي هايمان در اين ميدان نابرابر با پرچم خوش رنگمان نخواهند توانست به قياس رقابت اقتصادي خودنمايي كنند. بر اين صنعت چه خواهد رفت حديثي است تلخ كه وارونه خواندن آن شيرينش نمي كند.
دراين منظر تار بسيار چراغ افروختيم كه تاب نياوردند. نوشتيم و گفتيم و تاراندند . حال ما مانده ايم و يك باج و خراج تاريخي به فرهنگ صنعتي ديگران.
اون نابغه ردیفه دوم می نشست، اولین کاری که کرد به یک بهانه ... از کلاس رفت بیرون و بعد به دوستش تو کلاس اس ام اس داد و کیف و کتاب منو وقتی کلاس تموم شد جمع کن بیار. آخه اون نابغه می دونست اگر زود تر از معلم از کلاس خارج نشه، دیگه خودتون میتونید حدس بزنید چی میشه
.
دنیا پیشرفت کرده و جدیدا اساتید محترم به دانش آموز های قایب ای ام ای میزنن و تکالیفشون رو میگن، تا اینجای ماجرا همه چیز خوب پیش میره ولی اگر اون دانش آموز سیم کارت موبایل رو عضو کرده باشه و داده باشه به یکی دیگه و اون طرف هم نونوا باشه و یک دفعه یک اس ام اس بیاد و توش این متن باشه
På kort nu. 142 skal skiftet fra rute A til rute T
نقشه شماره ۱۴۲ مسیر از A به T تغییر کرد
اگر شما جای اون نونوای بیچاره بودید فکر می کردید یک پبغام سری به شما فرستادن و شما در یک عملیات نا خواسته شرکت دارید و اونقدر تس برتون میداره که بجای اینکه زنگ بزنید به فرستنده اس ام اس زنگ می زنید به پلیس و ادامه ماجرا ...
این دقیقا همنون اتفاقی بود که هفته پیش برای بروبچ ترم ۲ افتاده بود ![]()
همین چند دقیقه پیش چند تا عرب سوسمار خور شروع کردن تبلیغ در مورد خلیج ...
من سیاسی نیستم ولی نمیذارم کسی ۱ وجب از این خاک و تسخیر کنه

